دعاي فرج



تاريخ : پنج‌شنبه 07 خرداد 1394 | 23:40 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)



تاريخ : پنج‌شنبه 07 خرداد 1394 | 23:31 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)

دلیل نامگذاریش این است که در دوران جاهلیت، با فرا رسیدن این ماه به جنگ روی آورده و خانه‌ها خالی می‌ماند؛ از این رو به آن صفر گفته‌اند.


اول صفر : وارد كردن سر مطهر امام حسين عليه السلام به شام ، ورود اهل بيت عليهم السلام به شام ، شهادت زيد بن علي بن الحسين عليهم السلام (به روايتي)، آغاز جنگ صفين (بنا بر روايتي)

دوم صفر : مجلس يزيد لعنت‌الله عليه بنا بر نقلي، شهادت زيد بن علي بن الحسين عليهم السلام ( به روايت ديگر)

سوم صفر : ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام 57 هجري قمري به روايتي.

چهارم صفر  : وفات آيت‌الله محمد علي شاه آبادي (1369 هجري)

پنجم صفر  : شهادت حضرت رقيه سلام الله عليها و لعنة‌الله علي قاتليها، 61 هجري.

ششم صفر  : صدور توقيع امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء به حسين بن روح.

هفتم صفر  : ولادت امام موسي كاظم عليه السلام 128 هجري، شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام بنابر نقل بحار، وفات آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي 1411 قمري.

هشتم صفر  : وفات حضرت سلمان فارسي (سلمان محمّدي ) رضي‌الله عنه 35 هجري قمري

نهم صفر  : شهادت عمار ياسر رضي‌الله عنه در جنگ صفين 37 هجري، شروع جنگ نهروان 38 هجري قمري.

دوازدهم صفر  : وفات هارون برادر حضرت موسي عليهماالسلام.

سيزدهم صفر  : اختيار حكمين در صفين و حيله عمروعاص.

چهاردهم صفر  : شهادت محمدبن ابوبكر به دست عمروعاص (بنابر روايتي)

شانزدهم صفر  : شهادت آيت‌الله سيد حسن اصفهاني فرزند آيت‌الله سيد ابوالحسن اصفهاني 1349 قمري.

هجدهم صفر  : شهادت اويس قرني در جنگ صفين 37 هجري قمري.

بيستم صفر  : اربعين حسيني.

بيست و دوم صفر  : صدور توقيع شريف امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء براي مرحوم شيخ مفيد اعلي الله مقامه 420 قمري.

بيست و سوم صفر  : پي كردن ناقه حضرت صالح نبي عليه السلام توسط قومش - گرفتار شدن حضرت يونس عليه السلام در شكم ماهي.

بيست و چهارم صفر  : شدّت يافتن بيماري حضرت رسول اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم.

بيست و پنجم صفر  : شانه گوسفند و دوات طلبيدن پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم براي نوشتن وصيّت نامه و منع عمر (لعنة الله علیه) از اين كار.

بيست و ششم صفر : دستور پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلم به لشكر اسامه جهت آماده شدن در جنگ با روميان( بنابر نقل واقدي 11 هجري) ، سالروز انقراض حكومت امويان.

بيست و هشتم صفر  : رحلت جانسوز رحمت للعالمين پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم در روز دوشنبه 28 صفر سال 11 هجري قمري - شهادت مظلومانه سبط اكبر امام مجتبي عليه السلام 50 قمري.

(سي ام / بیست و نهم ) صفر  : شهادت امام رضا عليه السلام 203 هجري قمري



تاريخ : جمعه 16 دی 1390 | 17:31 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)
منادا
 
خدایا درانتظار
 
ظهورمهدی ات(عج)
 
چشم به راه آقا امام الزمانم(عج)
 
دلم درغروب جمعه هات گرفته است
 
جمعه که میشه امید ظهورش بیشتر برام
 
اما جمعه ها جای خود را به دیگری می سپارد وهنوز آقام...
 
خدایا هر روز همه دعا می کنیم برای ظهورش وروز وشب امیدظهور رادر دلمون بیشتر می کنیم
 
خدایا
 تورابه بزرگی وکمالت قسم می دهیم ظهورآقا امام الزمان(عج)رانزدیک بفرما.
 
 
اللهم عجل لولیک الفرج


تاريخ : جمعه 20 اسفند 1389 | 19:49 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)
ادامه ویژگیهاى یاران خاص امام زمان (ع )
 
هشت . روحیه شهادت طلبى : یاران حضرت مهدى (ع ) شیفته لقاى الهى و عاشق شهادت اند وآرزو 
مـى کـنـنـد کـه در راه خـدا بـه شـهـادت بـرسـنـد ((... یـَتـَمـَنَّونَ اَنْ یـُقـْتـَلُوا فى سِبیلِاللّهِ)).
مـوارد یـاد شـده بـرخـى از ویـژگیهاى نفسانى و معنوى یاران خاص حضرت بود که ذکر شد.
 
3 ـ 3. ویژگیهاى عملى و رفتارى
بـرخـى از خـصـوصـیـات عـمـلى یـاران خـاص حـضـرت را مى توان در محورهاى زیر مورد بررسى قرار داد.
 
 
یـک . سـادگـى و بـى پـیـرایـگـى : یـاران مـهـدى (ع ) جـلال و جـبروت و حشمت ظاهرى ندارند. با دبدبه و کبکبه ظاهرى و تشریفات چشم پرکن نـیـسـتـنـد. از ایـن رو، در میان زمینیان ناشناخته اند. در نگاه مستکبران خوار و کوچک جلوه مى کنند، ولى در میان ملکوتیان معروف و در نگاه مؤ منان ارزشمند هستند.
امیر مؤ منان در وصف آنها مى فرماید:
گـروهـى بـا کـافران به نبرد مى پردازند که در نظر مستکبران خوار و زبون هستند، در آسمان معروف و در زمین ناشناخته اند ((یُجاهِدُهُمْ فِى اللّهِ قَوْمٌ اَذِلَّةٌ عِنْدَ المُتَکَبِّرینَ، فِى الاَرْضِ مَجْهُولُونَ، وَ فِى السَّماءِ مَعْرُوفُونَ)).
ظـاهـر آنـان نـشـان نـمـى دهـد کـه جـزو اصـحـاب خـاص مـهـدى (ع ) هـسـتـنـد. مـگـر در هـشـت سـال دفـاع مـقـدس کـسى شهید همّت ، شهید باکرى ، شهید خرازى و دیگر سرداران رشید اسـلام را مـى دیـد بـاور مـى کـرد کـه فـرمـانـده لشـکـر و فـدایـى راه امـام راحل (ره ) هستند؟!
جـوانـان پـا بـه رکـاب امام زمان (ع ) در انقلاب جهانى اش نیز همین گونه اند. آنان چون سـاده و بى پیرایه اند به چشم نمى آیند، ولى آوازه آنان به جمع ملکوتیان رسیده است ((فِى السَّماءِ مَعْرُوفُونَ)).
 
 
دو. جدیّت در کار و تلاش روزانه : یاران مهدى (ع ) به تعبیر شهید بهشتى شیفتگان خدمت انـد نـه تشنگان قدرت . آنان براى کار در حکومت جهانى مهدى موعود(ع ) و تحقق بخشیدن به منویّات امام زمانشان سر از پا نمى شناسند. آرام و قرار ندارند. تنبلى ، بى حالى ، سهل انگارى و کار را به دست حوادث و قضا و قدر سپردن در قاموس آنان مفهومى ندارد.
یاران مهدى (ع ) مردانى هستند که شبها نمى خوابند و یا به قدر اندک مى خوابند ((رِجالٌ لا یَن امُونَ اللَّیْلَ...)). یک معناى این عبارت این است کـه شـبـهـا را بـه شـب زنـده دارى مـى پـردازند. ولى معناى دیگرش نیز آن است که اینان خـوابـشـان سـبـک اسـت ، کـمـتر مى خوابند و شبها علاوه بر شب زنده دارى به فکر مردم ، خـدمـتـگـزارى و چـگونگى انجام وظیفه کردن براى آنان هستند. چنانکه در حدیثى دیگر امام صادق (ع ) به مفضّل مى فرماید:
اى مـفـضّل ! بدان ، اگر حکومت در دست ما بود، جز سیاست شب (عبادت ، اقامه حدود و حقوق الهـى و حراست مردم ) و سیاحت روز (سیر کردن و رسیدگى به مشکلات مردم )... چیزى در کار نبود.
یـاران حضرت اگر جانشان را نیز در راه خدمتگزارى و التزام رکاب امام زمان (ع ) بدهند، احـسـاس مـى کـنـنـد کـارى بـزرگ نـکـرده انـد ((... لَمْ یـَسـْتـَعـْظـِمـُوا بـَذْلُ اَنْفُسِهِمْ فِى الحَقِّ))
آنها در مبارزه نیز همواره آماده و جدّى هستند و در این راه دست از سلاح بر نمى دارند تا خدا راضـى شود ((لا یَکُفُّونَ سُیُوفَهُمْ حَتّى یَرْضَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ))
آنـان راهبان شب اند و شیران روز. در میدان کار و تلاش همانند شیرى ژیان ایفاى نقش ‍ مى کنند.
 
 
سـه . سـاده زیـسـتى : یکى از نقاط ضعف در مدیریت و مدیران ، روحیه اشرافیگرى است . اشـرافـیـگـرى بـه تـعـبیر مقام معظم رهبرى براى یک کشور آفت است ، ولى اشرافیگرى مسئولان ، آفت مضاعف است .
یـاران خـاص مـهـدى (ع ) زنـدگـى مـعـمـولى دارنـد. رونـد زنـدگـى آنها به سمت تنعّم و تـجـمـل پـرسـتـى نیست . آنها با امامشان پیمان بسته اند که همانند او ساده زندگى کنند؛ غـذاى سـاده بخورند؛ لباس ‍ ساده بپوشند؛ وسیله نقلیه معمولى سوار شوند؛ به مقدار کم قانع باشند.
امام صادق (ع ) درباره ساده زیستى حضرت مهدى (ع ) مى فرماید:
بـه خـدا سـوگـنـد! او جـامـه درشت مى پوشد و خوراک خشک و ناگوار مى خورد ((فَوَاللّهِ مالِباسُهُ اِلاَّ الْغَلیظَ، وَ لا طَع امَهِ اِلا الجَشَبَ)).
امـام زمـان (ع ) از یـاران خـود تـعهّد مى گیرد که همین سیره را عملى کنند و آنها نیز در این مسیر دست از پا خطا نمى کنند.
 
 
چـهـار. ولایـتـمـدارى : یاران حضرت ، امام خود را به شایستگى مى شناسند و به او اعتقاد دارند ((اَلْقائِلینِ بِاِمامَتِّهِ)). این معرفت ، شناخت شناسنامه اى نیست بلکه معرفت به حق ولایت است . از این رو، به امامشان عشق مى ورزند و دلهاى آنان از محبت مهدى (ع ) لبریز است . بر لوح دل آنان جز الف قامت مهدى (ع ) نوشته اى نیست . ایـن شـیـدایـى بـه حـدّى اسـت کـه براى تبرّک دست بر زین اسب امام مى کشند و تبرّک مى جـویند. آنها به هنگام نبرد پروانه وار شمع وجود مهدى (ع ) را در میان مى گیرند و از او مـحـافـظـت مـى کـنـنـد ((یـَتـَمَسَّحُونَ بِسَرْجِ الاِمامِ یُطْلُبُونَ بِذلِکَ الْبَرَکَةَ وَ یَحَفُّونَ بِهِ یَقُونَهُ بِاَنْفُسِهِمْ فِى الْحَرْبِ...))
ولایـتـمـدراى آنـان عـلاوه بر عشق و دلدادگى در برابر امام زمان (ع )، در اطاعت از فرامین ایـشـان عـیـنیت مى یابد. آنان بازوان پرتوان مهدى (ع ) و در برابر او سلم محض و مطیع مـحـض هـسـتـنـد. تمام تلاش آنها همین است که فرامین امامشان را اجرا کنند ((مُجِدُّونَ فُى طاعَةِ اللّهِ وَ طاعَتِهِ)). آنها مهدى (ع ) را محور، قلّه و چشم انداز تـمـام حـرکـتـهـا و جـهـت گـیـریـهاى خود مى دانند و در راستاى کمک به آرمانها و منویات و تدابیر او گام بر مى دارند و به دلالت او و با انگشت اشاره او حرکت مى کنند.
هر چه امام دستورشان دهد، انجام مى دهند. در برابر فرمان امامشان از کنیز زرخرید، مطیع تـرنـد ((وَ هـُمْ اَطـْوَعُ مـِنَ الاَْمَةِ لِسَیِّدِها)). به تعبیر امروزه آنان در برابر قرائت امام زمان (ع ) از خود قرائتى جدا ندارند.
 
 
پـنـج . انـضـبـاط و روحـیـه تـشکیلاتى : نظم و انضباط، شرط اصلى براى توانایى هر سـازمـان نـظـامـى اسـت . ستاد فرماندهى حکومت جهانى مهدى (ع ) از انضباطى آهنین ، نظمى مـنـطـقـى و روحـیـه تـشکیلاتى برخوردارند. معنا ندارد غیر از این باشد؛ چرا که آنان مى خـواهـنـد دنـیـا را بـه نـظم و انضباط وادارند و انسجام جهانى ایجاد کنند. امام على (ع ) این ویژگى آنان را این گونه ستوده است :
گـویـا آنـان را مـى نـگـرم کـه هـیـاءتـى یـکـسـان و قـد و قـامـت بـرابـر دارنـد، جـمال و برازندگى و لباس آنان نیز مثل هم است ((کَاَنّى اَنْظُرُ اِلَیْهِمَ و الزِّىُّ واحِدٌ وَ الْقَدُّ واحِدٌ وَ الْجَمالُ واحِدٌ وَ اللِّباسُ واحِدٌ)).
 
 
شـش . اتـحـاد و انـسـجـام و برادرى : یاران خاص حضرت برگزیدگانى اند که خداوند قـلوب آنـهـا را بـه یـکـدیـگـر گـره زده اسـت ((یـُؤَلِّفُ اللّهُ بـَیْنَهُمْ ...)) ((یُؤَلِّفُ اللّهُ قُلُوبَهُمْ )). روح برادرى ، اعتماد، همدلى و یکرنگى بر آنان حاکم است . انـدیشه هایشان متحد و یگانه ، دیدگاههایشان همانند، دلهایشان به هم پیوسته و به هم گـره خـورده است . به یکدیگر عشق مى ورزند و با هم مهربانند و خیرخواه همدیگر هستند. رابـطـه دوسـتـى آنـهـا چـنان مستحکم است که گویى برادران تنى و از یک پدر و مادراند ((کـَاَنَّمـا رَبـّاهـُمْ اَبٌ واحـِدٌ وَ اُمُّ واحِدَةٌ قُلُوبُهُمْ مُجْتَمِعَةٌ بِالَْمحَبَّةِ وَ النَّصیحَةِ)).
انـسـجـام و اتحاد کلمه در میان مدیران مطلبى بسیار اساسى و مهم است و یاران حضرت از ایـن نـعـمـت الهـى به شکلى شایسته برخوردارند و تواضع و روح برادرى در میان آنان مـوج مـى زنـد. از این رو، به یکدیگر احترام مى گذارند. خیرخواه یکدیگرند. نسبت به هم مواسات دارند. هیچ گونه اختلاف و نزاعى میان آنان در نمى گیرد و...
 
 
هـفـت . روحـیـه حـمـاسى و سلحشورى : هنر مدیریت همین است که بتواند از موانع عبور کند و موانع آنها را متوقف نسازد و ماءیوس نکند که بگویند نمى توان جلو رفت . یاران مهدى (ع ) در شـجـاعـت و دلیـرى و نترسى بى نظیرند. روحیه اى حماسى و سلحشورى دارند ((هُمْ کَرّارُونَ...))
آنـان سـپـاه غـضـب و مـظـهـر خشم الهى اند که در آخرالزمان براى یارى حضرت مهدى (ع ) خـواهـند آمد ((جَیْشُ الْغَضَبِ قَوْمٌ یَْاءتُونَ فى آخِرِ الزِّمانِ...)). آنـان در کـارزار هـمانند شیرانى هستند که از بیشه هاى خود بیرون آمده انـد و هـیـچ چـیـز جـلودارشـان نـیـست . اگر اراده کنند کوهها را از جاى خود بر مى کنند و از مـوانـع مى گذرند و خاکریزهاى دشمن را یکى پس از دیگرى فتح مى کنند ((کُلُّهُمْ لُیُوثٌ قـَدْ خـَرَجـُوا مِنْ غاباتِهِمْ، لَوْ اَنَّهُمْ هَمُّوا بِاِزالِةِ الجِبالِ لاََزالُوها مِنْ مِواضِعِها)).
آنان تیز پروازان و بهترین سوارکاران دنیا هستند ((هُمْ خَیْرٌ فِوارِسَ عَلى ظَهْرِ الاَْرْضِ اَوْ مِنْ خَیْرِ فَوارِسَ عَلى ظَهْرِ الاَْرْضِ)).
بـراى درهـم کـوبیدن ظلم و استکبار و با شعار انتقام گیرى از خون امام حسین (ع ) به راه مـى افـتـنـد. ابـّهـت و آوازه آنـهـا جـلوتـر از خـودشـان حـرکـت مـى کـنـد و در دل دشـمـنـان اسلام رعب مى افکند. رعب و وحشت آنها یک ماه جلوتر از خودشان پیش مى رود و خداوند به وسیله آنها امام زمان (ع ) را یارى مى کند.
((شِعارُهُمْ: یا لَثاراتِ الْحُسَیْنِ! یَسیرُ الرُّعْبَ اَمامَهُمْ مَسیرَةَ شَهْرٍ... بَهَمْ یَنْصُرُ اللّهُ اِمامَ الْحَقِّ)) حارالانوار، ج 52، ص 308.+
یـاران مهدى (ع ) گروهى هستند که بر اساس حق همواره با دشمنان دین خدا پیکار مى کنند و پیروزى را به ارمغان مى آورند.
 
 
هشت . عدالت پیشگى و دادگرى : از ماءموریتهاى یاران خاص اجراى عدالت در ممالک است . امام کاظم (ع ) در تفسیر آیه شریفه ((یُحْیى الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها)) فرمود:
نه اینکه خداوند زمین را با باران زنده کند، بلکه مردانى را بر مى انگیزد تا عدالت را زنـده کـنـنـد و زمـیـن در پـرتـو آن عـدالت زنـده مـى شـود.
اگـر یـاران مهدى (ع ) خود عادل نباشند چگونه خواهند توانست عدالت را در جهان برقرار کنند.
 ((ذات نایافته از هستى بخش / کى تواند که شود هستى بخش )).
خـلاصـه کـلام ایـنکه آنان در شایستگیها و امتیازات به گونه اى هستند که به تعبیر امام عـلى (ع ) نـه از نسلهاى گذشته کسى از آنان پیشى گرفته و نه از آیندگان کسى به مقام والاى آنها مى رسد ((لَمْ یَسْبِقْهُمُ الاَْوَّلُونَ وَ لا یُدْرِکُهُمُ الآخِرُونَ)).
یـاران خـاص مـهدى (ع ) در همه عرصه ها الگو و نمونه اند. آنجا که به عنوان فرمانده لشکر مهدى (ع ) انجام وظیفه مى کنند از تمام ویژگیهاى لازم در یک فرمانده لشکر اسلام برخوردارند و در قلوب مؤ منان عالم جاى دارند. هنگامى که به عنوان سربازى فداکار و شجاع در رکاب امام زمانشان هستند، چون پروانه اى بر محور شمع وجود رهبر و مقتدایشان مى گردند، دلداده اویند، در برابر او تسلیم محض هستند و ولایتمدارى را در عقیده و اخلاق و عـمـل عـیـنیت مى بخشند. وقتى که به عنوان کارگزار حکومت جهانى انجام وظیفه مى کنند، شیفته خدمت اند نه تشنه قدرت ، بى پیرایه اند، زندگى آنان در حد افراد معمولى است ، بـر مـحور عدالت حرکت مى کنند. آنجا هم که به عنوان شهروند جامعه جهانى هستند مطیع قانون مهدوى و در احترام به آنان پیشتازند.
 
4. نتیجه گیرى
 
از مجموع آنچه گذشت نتیجه گرفته مى شود که :
1. حضرت مهدى (ع ) در عرصه جهانى تحولاتى بنیادین ایجاد مى کند.
2. کـار آن حـضـرت هـمـه اش بـا کـرامت و معجزه درست نمى شود، بلکه خداوند یارانى را براى نصرت او ذخیره کرده و با یارى آنان کارها را پیش مى برد.
3. یـاران خـاص حـضـرت ، 313 نفر و به تعداد اصحاب پیغمبر اکرم (ص ) در جنگ بدر است .
4. پنجاه نفر از این تعداد را زنان تشکیل مى دهند.
5 . اینان از بهترین و زبده ترین افراد بشر هستند و قدرت اجرایى بسیار بالایى دارند و هر کدام قدرت اداره مملکتى را دارا هستند.
6 . روایـات از آنـان به عنوان رجال الهى ، پرچمداران ، امرا، وزرا، نقبا، خواص ، حاکمان الهى و مانند آن یاد کرده است و این تعبیرها ماهیت حقیقى آنان را روشن تر مى سازد.
7. آنان بار سنگین مسئولیت کارگزارى را از جانب مهدى (ع ) بر دوش مى کشند. 
8 . آنان ماءموریتهاى متعددى در رکاب امام زمانشان دارند که جنگ با ستمگران عالم ، مبارزه بـا انـحـرافـات و بـرداشتهاى نادرست از دین و تبیین درست معارف دینى ، عمران و آبادى کشورها و برقرارى عدالت در حوزه هاى ماءموریتى آنها از آن جمله است .
9. ویـژگـیـهـاى آنـان در سـه مـحـور ویـژگـیهاى ظاهرى ، ویژگیهاى نفسانى و معنوى و ویژگیهاى عملى و رفتارى قابل بررسى است .
10. مـشـخـصـات ظـاهـرى ، جـوان بـودن ، تـوانـایـى بـدنـى ، سیما و قد و اندازه از جمله ویژگیهاى ظاهرى آنان است .
11. ایـمـان ، طـهـارت و تـقوا، علم و معرفت ، عرفان ، معنویت ، بصیرت ، قدرت روحى و صبر و شکیب و روحیه شهادت طلبى از جمله ویژگیهاى نفسانى آنان است .
12. سادگى و بى پیراگى ، جدیّت در کار و تلاش روزانه ، ساده زیستى ، ولایتمدارى ، نظم و انضباط و روحیه تشکیلاتى داشتن ، اتحاد و انسجام و برادرى ، روحیه حماسى و سلحشورى و عبور از موانع و عدالت ورزى از جمله ویژگیهاى عملى و رفتارى یاران خاص مهدى است .

13. خـلاصه اینکه آنان در همه ویژگیهایى که براى اداره جهان لازم است بى نظیرند و به تعبیر على (ع) ((لَمْ یَسْبِقْهُمُ الاَْوَّلُونَ وَ لا یُدْرِکُهُمُ الا خِرُونَ)).



تاريخ : دوشنبه 16 اسفند 1389 | 20:24 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)


ویژگیهای یاران امام زمان (عج) در قرآن


ای مؤمنان هر کس از شما مرتد شد و از اسلام بیرون رفت ، خداوند در آینده جمعیتی را می آورد که دارای این چند امتیاز هستند :
۱) هم خداوند آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند .
۲) در برابر مؤمنان خاضع و مهربانند .
۳) در برابر مشرکان و دشمنان ، سرسخت و نیرومندند.
۴) به طور پی گیری در راه خدا جهاد و تلاش می کنند.
۵) در مسیر انجام وظیفه از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نمی هراسند.
این فضل خدا است که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می دهد، فضل و رحمت خدا وسیع است و او بر همه چیز آگاه است.
در روایات برای این آیه مصادیق مختلفی بیان شده از جمله اینکه :
این آیه در مــورد یــاران حضرت مهدی (عج) است که با این ویژگی ها با تمام قدرت ، در مقابل مرتدین و کارشکنان می ایستند، و برای برقراری حکومت عدل امام قائم (عج) و برقراری عدالت در کل جهان تلاش می کنند.
و در عبارتی امام صادق علیه السلام فرمود : صاحب این امر حضرت مهدی عج در پرتو این آیه در حمایت چنین یاران آگاه و دلاور محفوظ است.
ویژگی اول )
به عشق آن یاران به خدا اشاره می کند، آنها که جز به خدا نمی اندیشند، در حدی که خداوند نیز آنها را دوست دارد.
روشن است کــه چنین روحیه ای کــه در پــرتــو ایمان و توکل بدست مـی آید، بزرگترین عامل خیزش و پرواز و اراده و تقوی است که نقش آن در حماسه آفرینی اعجازآمیز و شگفت انگیز می باشد.
ویژگی دوم )
به پیوند اخلاقی و وحدیت و یکپارچگی با مؤمنان اشاره می کند که نقش آن در پیشبرد کار بسیار مهم و چشمگیر است.
ویژگی سوم )
حـاکـی از سـازش ناپذیری مؤمنان در بــرابــر کـافران ، و نه شرقی بودن و نه غربی بودن آنها است که در پرتو آن هر گونه تلاش و شگرد دشمن خنثی می گردد ....
ویژگی چهارم )
جهاد و مبارزه پی گیر با کفار و دشمنان اسلام است.
بالاخره ویژگی پنجم )
کـه بسیار مهم است ، قاطعیت و پایمردی مؤمنان را بیان می کند که روح محافظه کاری و مجامله در آنها نیست ، از عوام زدگی و محیط زدگی و غوغای اکثریت منحرف و استهزاء آنها نمی هراسند و با گامهای استوار در صراط مستقیم حرکت می کنند و یـاوه های چپ و راست در حرکت آنها اثر ندارد. و بــایــد به آغــاز آیــه نیز توجه داشت که ارتداد و بیعت شکنی عده ای وجیه المله ، آنها را سست و نگران نمی کند ، آنها شرایط سخت حاضر را معیار قرار نمی دهند امید به آینده دارند ، چرا که خود آینده سازند و کمبود ها آنها را سست و لرزان نمی کند.
در میان این ویژگی ها هر چند همه در جای خود از اهمیت بسیار برخوردارند ولی این ویژگی پنجم از همه مهمتر به نظر می رسد ابوذر غفاری ، آن مــرد نستوه و قاطع را در تاریخ با این لقب : لا یخاف فی اللّه لومهٔ لائم می خوانند، و خود می گوید : پیامبر صلی اللّه علیه و آله بــه مــن سفارش کرد که در راه خدا از یاوه سرائی یاوه سرایان و سرزنش کنندگان نهراسم.
وقتی کــه حجر بن عدی آن بزرگمرد خدا با یارانش به فرمان معاویه به شهادت رسیدند، امام حسین علیه السلام بزرگترین چهره انقلابی تاریخ به عنوان اعتراض به معاویه نوشت و در آن نامه بخصوص این ویژگی حجر و یارانش را تذکر داد و نوشت :
تو کسانی را کشته ای که امر به معروف و نهی از منکر می کردند ، گـنـاه را بــزرگ مـی شـمـردند ، و لا یخافون فی اللّه لومهٔ لائم و در راه خـدا از ملامت ، ملامت کنندگان نمی هراسیدند.
بسیاری هستند از یاوه سرائی های رسانه های همگانی شرق و غرب تحت تاءثیر قرار می گیرند و خود را می بازند، ولی اگر دارای این ویژگی بودند، هیچگونه تحت تاثیر قرار نمی گرفتند بلکه بیشتر به راه خود ادامه می دادند.



تاريخ : جمعه 13 اسفند 1389 | 18:15 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)
 
 
 مقدمه
بـشـر هـنـوز تـابـش خـورشید فروزانش را به انتظار نشسته است و دیرى نمى پاید که لحـظـه انـتـظـار بـه سـر آیـد و عـطـر دل انگیز ظهورش، زندگى بشر را بهارى کند و سرسبزى و خرّمى و طراوت و نشاط را به انسانها هدیه دهد.
وقـتـى حضرت مهدى (ع ) بیاید حاکمیت و نظام سیاسى جهان را دگرگون مى سازد. ظلم و اسـتـکـبـار، کفر و شرک و نفاق را ریشه کن مى کند. آیین محمدى (ص ) را در جهان مستقر مى نـمـایـد و هـمه عالم را زیر پرچم توحید، به سعادت مى رساند. امنیت جهانى برقرار مى سـازد، اقتصاد جهانى را متحول مى کند. زمینى در جهان نمى ماند مگر اینکه سرسبز و خرم مى شود و خیر و برکت از همه جا مى بارد.
عـلم و فـرهـنـگ مردم جهان را دگرگون مى سازد. فنّاورىِ ارتباطات به درجه اى مى رسد که زمین زیر پاى مردم طى مى شود و دربهاى جهان به رویشان باز مى گردد... .
بدیهى است که پیروزى حق بر باطل و ایجاد این همه تحولات بنیادین همه اش با کرامت و معجزه صورت نمى گیرد، بلکه علاوه بر رهبرى و مدیریتى معصوم و برنامه اى جامع و جـهـان شـمـول ، کـادر اجـرایـى بـسـیار کاردان و لایق و توانمندى لازم است تا بتوان چنین تـحـولى در سـطـح جـهـان ایـجـاد کـرد و بـه تـعـبـیـر امـام عـلى (ع ) ((اَفـْلَحَ مـَنْ نـَهـَضَ بـِجـَنـاجٍ)) پیروزمند کسى است که یار و یاور داشته باشد.
در این مقاله ، به اجمال خصال یاوران حضرت مهدى (عج ) توصیف مى گردد
 
یاران حضرت مهدى (ع )
 
یـاران امـام زمـان (ع ) چـنـد دسـته اند. دسته اى از آنان ، یاران خاص و ستاد فرماندهى آن حـضـرت هستند که تعدادشان 313 نفر است و همانها هستند که قرآن کریم در آیه 8 سوره هود از آنان به عنوان ((امت معدوده )) یاد مى کند.
هـرگاه زمان ظهور برسد، خداوند این افراد را در اندک زمانى در مکّه ظاهر مى کند و بدون حضور اینان قیام مهدى (ع ) شروع نمى شود.
 
دسـتـه دوم از یـاران حـضرت که پس از جمع آمدن پرچمداران و ستاد فرماندهى به یارى ایـشـان مـى آیـنـد طـبـق روایـات 10 یـا 12 هـزار نـفـرنـد. وقـتـى ایـن حـلقـه کامل شد، حرکت و قیام ، آغاز مى شود.
 
حلقه سوم از یاران ، مومنانى هستند که پس از شروع قیام به آنان مى پیوندند و لحظه به لحظه بر تعداد آنان افزوده مى شود.
 
1. ماهیت یاران خاص
یاران خاص حضرت مهدى (ع ) چه ماهیتى دارند؟ چه کسانى اند؟ مشخصات آنان چیست ؟ و... .
طـبـق روایـات ، مـشـخـصـات ظـاهـرى یـاران خـاص امـام زمـان (ع ) ؛ اسـم ، نـسـب ، شـغـل ، زبـان و القـاب آنـان در صـحـیـفـه اى ثـبـت شـده و نـزد حـضـرت موجود است :
امام جواد(ع ) به نقل از پدران بزرگوارش مى فرماید:
همراه قائم (ع ) صحیفه مهر شده اى هست که اسامى یارانش همراه با ویژگیها، شهر، زینت و کـنیه هایشان در آن نوشته شده است .
تـعـداد یاران خاص 313 نفر به تعداد اصحاب بدر و اصحاب حضرت طالوت ذکر شده انـد، هـنـگـامـى کـه حـضـرت قـیـام مـى کند به دور او گرد مى آیند. ((اِذا قامَ تَجْتَمِعُ اِلَیْهِ اَصـْحـابـُهُ عـَلى عـِدَّةِ اَهـْلِ بـَدْرٍ وَ اَصـْحـابِ طـالُوتَ، وَ هـُمْ ثـَلا ثـَمـِاءَةٍ وَ ثـَلا ثـَةَ عـَشـَرَ رَجُلاً...))
 
خداوند این افراد را از دورترین شهرهاى دنیا براى یارى حضرت گرد مى آورد.
در برخى روایات اسامى شهرهایشان نیز ذکر شده است . امام باقر(ع ) مى فرماید:
سیصد و اندى نفر، به تعداد اهل بدر (313 نفر) در میان رکن و مقام با قائم (ع ) بیعت مى کـنـنـد که نجباى مصر، ابدال شام و اخیار از اهل عراق در میان آنهاست .
در روایـتـى دیـگر آمده که : پنجاه نفرشان اهل کوفه اند و بقیه از اطراف و اکناف جهان ، که همدیگر را نمى شناسند و بدون وعده قبلى گرد آمده اند.
 
در روایـات از یـاران خـاص حـضـرت بـا عـنـاویـن زیـر یـاد شـده اسـت : ((رجـال الهیون ))، ((رجال مسوّمه ))، ((اصحاب الالویه ))، ((امراء))، ((وزراء))، ((خیر الامّه ))، ((ذخر اللّه ))، ((نقباء))، ((خواص ))، ((اولى قوّة ))، ((حکّام اللّه فى ارضه على خلقه ))، ((الحکّام على الناس )) و...
 
رسول خدا (ص ) مى فرماید:
او را در طالقان گنجهایى است که از طلا و نقره نیست ، بلکه اسبهایى است بسیار زیبا و مردانى کاردان و کارساز ((وَلَهُ بِالطّالِقانِ کُنُوزٌ لا ذَهَبَ وَ لا فِضََّةِ، اِلاّ خُیُولٌ مُطَهَّمَةٌ، وَ رِج الٌ مُسَوَّمَةٌ...))
 
امام على (ع ) مى فرماید:
گـروهـى از مردان الهى دور او گرد مى آیند، دعوتش را بر پاى مى دارند و یارى اش مى کـنـنـد. آنـهـا وزیـران او هستند که سنگینى مسائل کشورى را بر عهده مى گیرند و او را در مـسـئولیت بزرگى که خداوند به عهده اش گذاشته ، یارى مى کنند ((وَ لَهُ رَجالٌ اِلهُیّون یـُقـیـمـُونَ دَعْوَتَهُ وَ یَنْصُرُونَهُ، هُمْ الوُزَراءٌ لَهُ، یَتَحَمَّلُونَ اَثْقُالَ المَمْلَکَةِ عَنْهُ، وَ یُعینُونَهُ عـَلى مـا قـَلَّدَه اللّهُ)).
 
امام صادق (ع ) مى فرماید:
آنـهـا فـرمـاندهان ، قاضیان ، حاکمان شرع و فقیهان دین اند ((وَ هُمُ النُّجَباءُ وَ الْقُضاةُ وَ الْحـُکـّامُ وَ الفُقَهاءُ فِى الدّیِن ...+.)) نتخب الاثر، لطف اللّه صافى ، ص 485، چاپ تهران ، 1373 ه‍ .
آنـان پـرچـمـدارانـى انـد کـه از جـانب خدا در روى زمین بر بندگان او حکومت مى کنند؛ ((هُمْ اَصـْحـابُ الاَْلْوِیـَةِ، وَ هـُمْ حـُکـّامُ اللّهِ فـى اَرْضِهِ عَلى خَلْقِهِ))
 
بر اساس روایتى دیگر:
آنـان بـهـتـریـن امـت انـد کـه بـا نـیـکان اهل بیت همراه هستند ((اُولئِکَ هُمْ خِیارُ اَلاُمَّةِ مَعَ اَبْرارِ اِلعِترَةِ...))
بـر اسـاس بـعـضـى روایـات پـنـجـاه نـفـر از ایـن افـراد را زنـان تشکیل مى دهند.
خـلاصـه کـلام ایـنـکـه تـدبـّر در روایـات یاد شده معلوم مى کند که آنان افرادى معمولى نیستند. بلکه مردانى الهى و نیروهایى زبده ، لایق و کاردان ، بطانه و اصحاب سرّ امام زمان (ع ) هستند.

 

2. ماءموریت یاران خاص
از جمله امورى که در شناسایى هر چه بیشتر ماهیت یاران خاص امام زمان (ع ) به ما کمک مى کند، بررسى روایاتى است که به تبیین ماءموریت آنان در حکومت جهانى حضرت مهدى (ع ) پرداخته اند. برخى از این ماءموریتها به قرار زیر هستند:
 
1 ـ 2. جنگ با ستمگران
اولیـن مـاءموریت یاران حضرت ، جنگى تمام عیار با مستکبران عالم است که در آغاز انقلاب بـزرگ حـضـرت ، در راءس هـمه کارهاى قرار دارد. یاران خاص مهدى (ع ) در این جنگ ، در بـعـد انـدیشه تئوریسینهاى انقلاب و در بُعد عمل ، سربازانى شجاع و فداکار در رکاب امـام زمـان (ع ) و گـوش بـه فـرمان آن حضرت هستند. وقتى حلقه یاران پس از 313 نفر کـامـل شـد قـیـام شـروع مى شود و با ستمگران جهان در مى افتند و آنان را قلع و قمع مى کنند؛ به گونه اى که خدا خشنود شود.
 
امام باقر(ع ) مى فرماید:
قائم آل محمد(ع ) شباهتهایى با پنج تن از پیامبران دارد... اما شباهت او به جدّ خود (پیامبر اکـرم (ص ) ) قـیام با شمشیر است و کشتنِ دشمنان خدا و پیامبر، و نیز جباران و سرکشان . او بـا (نـیـروى ) شـمـشـیـر و (نـیـروى ) تـرس ، (کـه در دل جـبـاران افـکـنـده مـى شـود) مـدد مـى گـردد.
 
امام جواد(ع ) مى فرماید:
آنـگـاه کـه عـدد (مـورد نـظـر یـاران حـضـرت ) یـعـنـى ده هـزار نـفـر کـامـل شد، به اذن خداى بزرگ قیام مى کند و بى درنگ به کشتار دشمنان خدا (و دین خدا) دست مى یازد، تا خداى بزرگ خشنود گردد.
خـداونـد بـه دسـت ایـنـان طاغوتها و جبّاران را نابود مى سازد و آنان را بر شرق و غرب عالم مسلّط مى کند.
 
امام باقر(ع ) مى فرماید:
گـویـى که یاران قائم (ع ) را مى بینم که بر خاور و باختر گیتى مسلط شده اند و هیچ چیز نیست مگر آنکه از آنان فرمان مى برد.
 
2 ـ 2. مبارزه با انحرافها، تحریفها و برداشتهاى نادرست از دین
دومـیـن مـاءمـوریـت یـاران خـاص امـام زمـان (ع ) در آغـاز انقلاب ، مبارزه کردن با انحرافها، تـحـریـفـهـا و بـرداشـتـهـاى نـادرسـت از دیـن و مـذهـب اسـت . عـوامـل اصـلى ایـن انـحـرافات سه دسته صاحبان زر (سرمایه داران و اشراف )، صاحبان زور (حـکـومتهاى غیر اسلامى و به ظاهر اسلامى ) و صاحبان تزویر (روحانیون وابسته و دنـیـاپـرسـت و جـیـره خـوار حـکـومـتـها و طبقات اشراف ) هستند؛ در واقع صاحبان زر و زور تـحریفها، برداشتها و تفسیرهاى غلط را سفارش مى دهند و صاحبان تزویر آن را اجرایى و عملیاتى مى کنند.
 
امام صادق (ع ) مى فرماید:
آزارى کـه قـائم (ع ) به هنگام قیام خویش ، از جاهلان آخرالزمان مى بیند، به مراتب سخت تر است از آن همه آزار که پیامبر(ص ) از مردم جاهلیت دید. راوى مى گوید:
این چگونه مى شود؟ امام فرمود: پیامبر به میان مردم آمد در حالى که آنها سنگ و صخره و چـوب و تـخـته هاى تراشیده (بتهاى چوبى ) را مى پرستیدند، ولى قائم ما که قیام کند مـردمـان هـمـه از کـتـاب خـدا بـراى او دلیـل مـى آورنـد و آیـه هـاى قـرآن را تاءویل و توجیه مى کنند!
همچنین مى فرماید:
امام قائم در جنگ خویش (با مخالفان ) به دشواریهایى بر مى خورد که پیامبر برخورد نـکـرد؛ زیرا پیامبر آمد و مردم بتهاى سنگى و چوبهاى تراشیده شده را مى پرستیدند (و گـرفـتـار تعالیم انحرافى نبودند)، لیکن قائم (در هنگام قیام خویش ) با مردمى روبه رو مـى شـود کـه رویاروى او مى ایستند و آیه هاى کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تاءویل مى کنند و در همین راستا با او به نبرد بر مى خیزند!
مـاءمـوریت یاران خاص حضرت در اینجا عبارت است از افشاى خطوط انحرافى و جریانات فـکـرى مـنـحـرف ، پاسخگویى منطقى و مستدل ، روشنگرى و تبیین درست آموزهاى دینى و نیز جنگیدن با کسانى که دست از افکار و اندیشه هاى نادرست خویش بر نمى دارند و حق خالص و اسلام ناب را نمى پذیرند.
 
یـاران خـاص مهدى (ع ) در پرتو تعالیم امام خویش ، به شناختى دست مى یابند که هیچ اشـتباه و انحرافى در آن وجود ندارد. آنان راه و روش دین خدا و امام عظیم الشاءن خویش را بـه طـور یکدست ، یکسان و منسجم براى توده هاى ناآگاه تبیین مى کنند و به طور هماهنگ بـه نـشـر تـعـالیـم نـاب اسـلامـى مـى پردازند. اینان علاوه بر توانمندیهاى مدیریتى قـابـل تـوجـه ، در دیـن شـنـاسـى و مسائل مربوط به اسلام تخصص دارند و از فقیهان و اسلام شناسان راستین هستند.
 
امام صادق (ع ) مى فرماید:
آن گروه که قائم هنگام قیام خویش با او کار مى کنند، نجیبان ، قاضیان ، حاکمان شرع ، فقیهان و دین شناسانى هستند که (برکت و) مسحه الهى یافته اند؛ به گونه اى که هیچ حکمى بر آنان اشتباه نمى شود.
 
3 ـ 3. عمران و آبادى کشورها و برقرارى عدالت
مـاءمـوریـت دیگر یاران خاص این است که پس از اقتدار یافتن حضرت مهدى (ع )، مسئولیت اداره کـشـورهـا را از جـانـب ایـشان بر عهده مى گیرند و هر کدام عازم منطقه اى مى شوند و پـایـه هـاى مـسـتحکم بناى رفیع حکومت جهانى مهدوى را بنا مى نهند و به عمران و آبادى کشورها مى پردازند و عدالت اسلامى را برقرار مى سازند.
 
هـنـگـامـى که قائم (ع ) قیام کند براى هر کشورى از کشورهاى جهان فرمانروایى بر مى گـزیـنـد و به او مى فرماید: دستورالعمل تو در کف دست تو است ، هرگاه حادثه اى بر تـو روى دهـد کـه حـکـم آن را نـمـى فـهمى و طرز داورى در آن را نمى دانى ، به کف دستت بـنـگـر، هـر چـه در آن مـنـعـکـس بـاشـد بـر اسـاس آن عـمـل کـن ؛ ((اِذا قـامَ القـائِمُ بـَعـَثَ فى اَقالیمِ الاَْرْضِ، فى کُلِّ اِقلیمٍ رَجُلاً ثُمَّ یَقُولُ لَهُ: عـَهـْدُکَ فـى کـَفِّکَ، فـَاِذا وَرَدَ عـَلَیـْکَ مالا تَفْهَمُهُ وَ لا تَعْرِفُ القَض اءَ فیهِ، فَانظُرْ اِلى کَفِّکَ وَ اعْمَل بِم ا فیه ا)).
 
امام صادق (ع ) مى فرماید:
حـضـرت مـهـدى (ع ) یـارانـش را در هـمـه شـهـرهـا مى پراکند و به آنها دستور مى دهد که عـدل و احـسـان را شـیـوه خـود سـازنـد. حـضـرت ، آنان را فرمانروایان کشورهاى جهان مى گـردانـد و بـه آنـهـا فـرمان مى دهد که شهرها را آباد سازند؛ ((یُفَرِّقُ الْمَهْدِىُّ اَصْحابَهُ فـى جـَمـیـعِ الْبـُلْدانِ، وَ یـَاءْمـُرُهـُمْ بـِالْعَدْلِ وَ الاِحْسانِ، وَ یَجْعَلُهُمْ حُکّاما فِى الاَقالیمِ، وَ یـَاءْمـُرُهـُمْ بـِعـُمـْرانِ الْمـُدُنِ)).
 
همان حضرت مى فرماید:
حضرت ، والیان خود را به شهرها مى فرستد و دستور مى دهد که عدالت را در میان مردم پـیـاده کـنـنـد ((یـبـعـث الى امـرائه بـسـائر الامـصـار بالعدل بین الناس )).
 
بـدون تـردید تدبّر در این ماءموریت ها که در روایات تبیین شده اند، ماهیت یاران خاص و کـابـیـنـه دولت حـضـرت مـهـدى (ع) را روشن تر مى سازد. معلوم مى شود که آن حضرت بهترینها را براى اداره جهان بر مى گزیند و ستونهاى مستحکم بناى رفیع حکومت جهانى را بـر آن اسـتـوار مـى سـازد و ایـن تـعـداد بـه تـعـبـیـر رسـول اکـرم (ص ) خـالص تـریـن و بـرتـرین وزیران حضرت مهدى (ع ) هستند؛ ((وُزَراءُ الْمـَهـْدِىِّ... وَ هـُمْ اَخـْلَصُ الوُزَراءِ وَ اَفـْضَلَ الوُزَراءِ)) و کـسـانـى انـد کـه قـدرت اجـرایى فوق العاده اى دارند و مى توانند مملکتى را اداره کنند.
 
3. ویژگیهاى یاران خاص امام زمان (ع )
ایـنـک بـا تـوجـه بـه روایـاتـى کـه دربـاره یـاران خاص حضرت ، ماهیت و ماءموریت آنان گـذشـت ، مـى تـوان گـمـانـه زنى زد که هسته مرکزى و ستاد فرماندهى تشکیلات حکومت جـهـانـى مـهـدى (ع ) بـایـد چـگـونـه و داراى چـه خـصـوصـیـاتـى بـاشـنـد. ولى در عـیـن حـال بـراى بـهـره گـیـرى بیشتر از روایات معصومین (ع )، روایاتى را که درباره تبیین ویژگیهاى یاران خاص امام زمان (ع ) وارد شده ، دست مایه خود قرار مى دهیم .
این ویژگیها را بر اساس روایات در سه محور کلى مى توان مورد بررسى قرار داد.
 
1 ـ 3. ویژگیهاى ظاهرى
در پاره اى از روایات ، ویژگیهاى ظاهرى یاران خاص حضرت مهدى (ع) بیان شده است . مـانـنـد روایـاتـى کـه دربـاره مـشـخـصـات ظـاهـرى آنـان از قبیل اسامى آنان و شهرهاى آنان و غیر آن وارد شده که برخى از آنان پیش از این ذکر شد.
بـعـضـى روایات درباره خصوصیات ظاهرى آنان ، روایاتى است که محدوده سنّى آنها را بـیـان کـرده و بـیـشـتر آنها را جوان معرفى مى کنند. به عنوان نمونه ، امام باقر(ع ) مى فرماید:
یـاران قـائم هـمـه جـوان انـد و پیرمرد در میان آنان نیست مگر مانند سرمه در چشم و نمک در غـذا، و کـم تـریـن چـیـز در غـذا نـان است ((اَصْحابُ القائِمِ شَبابُ لا کَهُوُلَ فیهِمْ، اِلاّ مِثْلَ الْکـُحْلِ فِى الْعَیْنِ وَ المِلْحِ فِى الزّادِ، وَ اَقَلُّ الزّادِ المِلْحُ))
 
بعضى دیگر از روایات به رنگ ، قد و اندازه ، زیبایى و لباس پرداخته مى فرماید:
هـمـه آنـهـا یـک رنـگ و هـم اندازه اند، جمال و لباسهایشان یکسان است ((... وَ الزِّىُّ واحِدٌ، وَ القـَدُّ واحـِدٌ، وَالجـَمـالُ واحـِدٌ، وَ اللِّبـاسُ واحـِدٌ...))
بـرخى دیگر از روایات نیز چنان که گذشت به جنسیت تعدادى از یاران خاص پرداخته و ذکر مى کند پنجاه نفر زن همراه آنان است .
پاره اى دیگر از روایات به قدرت بدنى آنان پرداخته ، مى فرماید:
چـون امـر ظـهـور حـضـرت واقـع شـد، بـه هـر انـسـان [از یـاوران ایـشـان ] نـیـروى چـهـل مـرد داده مـى شـود ((اَنَّه لَوْ قَدْ کانَ ذلِکَ، اُعْطِىَ الرَّجُلُ قُوَّةَ اَرْبعینَ رَجُلاً...))
یا مى فرماید:
هـمـانـا بـه یـک نـفـر از آنـان نـیـروى چـهـل مـرد داده مـى شـود و دل او از قطعه فولاد سخت تر مى شود، اگر به کوههاى آهن روى آورد آنها را قطعه قطعه مى کند!

 

2 ـ 3. ویژگیهاى نفسانى
روایـات مـتعددى به تبیین ویژگیهاى معنوى و نفسانى یاران خاص امام زمان (ع) پرداخته انـد. خـصـوصـیـاتى مانند علم و معرفت ، ایمان ، خشیت الهى ، طهارت و تقوا، زهد، بینش و بصیرت ، عبادت و بندگى ، توجه به خدا، دعا و ذکر و نیایش و استغفار، شب زنده دارى ، شرح صدر، صبر و شکیب و غیر اینها برخى از خصلتهاى معنوى و نفسانى یاران خاص حـضـرت مهدى(ع) میباشد.


تاريخ : جمعه 13 اسفند 1389 | 17:03 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)

تاکسی

 
حاج امین در خانه را کاملا باز کرد. تاکسی‌اش را از خانه بیرون آورد. به خیابان اصلی رفت . با حرکت آرام به کناره‌ی خیابان نگاه می کرد و مسافران را سوار می کرد. مسافرِ اول پیاده شد و گفت : آقا ! چقدر باید بدهم ؟
حاج امین به بالای شیشه‌ی جلو نگاهی کرد . زیر لب چیزی گفت. بعد به مسافر رو کرد و گفت: 100 تومان.
تاکسی پولش را گرفت و حرکت کرد. اندکی بعد، مسافر دوم گفت: «آقا اینجا پیاده می شم. چقدر می شه »
دوباره حاج امین به بالای شیشه‌ی جلو نگاهی کرد . زیر لب چیزی گفت. بعد به مسافر گفت: 125 تومان.
مسافر از قیمت منصفانه اش تعجب کرد. آرام به شیشه‌ی جلو نگاهی کرد. روی کاغذ ساده‌ای با خط زیبا نوشته بود:
 
«امان ز لحظه‌ی غفلت که شاهدم باشی یا بن الحسن»

 

 

كوهنورد

 
داستان درباره كوهنوردي ست كه مي خواست بلندترين قله را فتح كند .بالاخره بعد از سالها آماده سازي خود،ماجراجو يي اش را آغاز كرد.اما از آنجايي كه آوازه ي فتح قله را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود. 
 
او شروع به بالا رفتن از قله كرد ،اما دير وقت بود و به جاي چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اينكه هوا تاريك تاريك شد. 
 
سياهي شب بر كوهها سايه افكنده بود وكوهنورد قادر به ديدن چيزي نبود . همه جا تاريك بود .ماه و ستاره ها پشت ابر گم شده بودند و او هيچ چيز نمي ديد . 
 
در حال بالا رفتن بود ،فقط چند قدمي با قله فاصله داشت كه پايش لغزيد و با شتاب تندي به پايين پرتاب شد .در حال سقوط فقط نقطه هاي سياهي مي ديد و به طرز وحشتناكي حس مي كرد جاذبه ي زمين او را در خود فرو مي برد . همچنان در حال سقوط بود ... و در آن لحظات پر از وحشت تمامي وقايع خوب وبد زندگي به ذهن او هجوم مي آورند. 
 
ناگهان درست در لحظه اي كه مرگ خود را نزديك مي ديد حس كرد طنابي كه به دور كمرش بسته شده ، او را به شدت مي كشد 
 
ميان آسمان و زمين معلق بود ... فقط طناب بود كه او را نگه داشته بود و در آن سكوت هيچ راه ديگري نداشت جز اينكه فرياد بزند : خدايا كمكم كن ... 
 
ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي خواهي ؟ 
 
- خدايا نجاتم بده 
 
- آيا يقين داري كه مي توانم تو را نجات دهم ؟ 
 
- بله باور دارم كه مي تواني 
 
- پس طنابي را به كمرت بسته شده قطع كن ... 
 
لحظه اي در سكوت سپري شد و كوهنورد تصميم گرفت با تمام توان اش طناب را بچسبد . 
 
فرداي آن روز گروه نجات گزارش دادند كه جسد يخ زده كوهنوردي پيدا شده ... در حالي كه از طنابي آويزان بوده و دستهايش طناب را محكم چسبيده بودند ، فقط چند قدم بالاتر از سطح زمين ...
 
و شما چطور ؟ چقدر طنابتان را محكم چسبيده ايد ؟ آيا ميتوانيد رهايش كنيد ؟ 
 
درباره ي تدبير خدا شك نكنيد . هيچ گاه نگوئيد او مرا فراموش يا رها كرده است . و به ياد داشته باشيد كه او از رگ گردن به انسان نزدیک تر است.
 
 
علم
 
 جوانى با دو تن از دوستانش ، عزم كردند كه به طلب علم روند. چاره ‏اى جز این ندیدند كه از شهر خود ، هجرت كنند و به جایى روند كه بازار علم و درس ، در آن جا گرم ‏تر است.
محمد ، به خانه آمد و عزم خود را به مادر خبر داد.مادرش غمگین شد و گفت : اى جان مادر ! من ضعیفم و بی كس و تو حامى من هستى ؛ اگر بروى ، من چگونه روزگار خود را بگذرانم. مرا به كه مى سپارى ؟ آیا روا مى ‏دارى كه مادرت تنها و عاجز بماند و تو دانشمند شوى ؟
از این سخن مادر ، دردى به دل او فرود آمد. ترك سفر كرد و آن دو رفیق ، به طلب علم از شهر بیرون رفتند.

مدتى گذشت و محمد همچنان حسرت مى ‏خورد و آه مى ‏كشید.

روزى در گورستان شهر نشسته بود و زار مى ‏گریست و مى ‏گفت : من این جا بى ‏كار و جاهل ماندم و دوستان من به طلب علم رفتند. وقتى باز آیند ، آنان عالم‏اند و من هنوز جاهل.
ناگاه پیرى نورانى بیامد و گفت : اى پسر!چرا گریانى ؟

محمد ، حال خود را باز گفت.

پیر گفت : خواهى كه تو را هر روز درسى گویم تا به زودى از ایشان در گذرى و عالم ‏تر از دوستانت شوى ؟

گفت : آرى ، مى‏ خواهم.

پس هر روز ، درسى مى ‏گفت تا سه سال گذشت. بعد از آن معلوم شد كه آن پیر نورانى ، خضر (ع) بود و این نعمت و توفیق ، به بركت رضا و دعاى مادر یافته است.

 

 

چرخه زندگی

پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی چهارساله اش زندگی کند.دستان پیرمرد میلرزید،چشمانش تار شده بودو گام هایش مردد و لرزان بود.اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم جمع میشدند،اما دستان لرزان پدربزرگ و ضعف چشمانش خوردن غذا را تقریبا برایش مشکل می ساخت. نخود فرنگی ها از توی قاشقش قل می خوردند و روی زمین می ریختند، یا وقتی لیوان را می گرفت غالبا شیر از داخل آن به روی رومیزی می ریخت.پسر و عروسش از آن همه ریخت و پاش کلافه شدند
 
پسر گفت: ” باید فکری برای پدربزرگ کرد.به قدر کافی ریختن شیر و غذا خوردن پر سر و صدا و ریختن غذا بر روی زمین را تحمل کرده ام
پس زن و شوهر برای پیرمرد، در گوشه ای از اتاق میز کوچکی قرار دادند.در آنجا پیرمرد به تنهایی غذایش را میخورد،در حالی که سایر اعضای خانواده سر میز از غذایشان لذت میبردند و از آنجا که پیرمرد یکی دو ظرف را شکسته بود حالا در کاسه ای چوبی به او غذا میدادند.‌”.
 
گهگاه آنها چشمشان به پیرمرد می افتاد و آن وقت متوجه می شدند هم چنان که در تنهایی غذایش را می خورد چشمانش پر از اشک است.اما تنها چیزی که این پسر و عروس به زبان می آوردند. تذکرهای تند و گزنده ای بود که موقع افتادن چنگال یا ریختن غذا به او میدادند.اما کودک چهارساله اشان در سکوت شاهد تمام آن رفتارها بود.یک شب قبل از شام مرد جوان پسرش را سرگرم بازی با تکه های چوبی دید که روی زمین ریخته بود.با مهربانی از او پرسید: ” پسرم ، داری چی میسازی ؟‌
 
پسرک هم با ملایمت جواب داد : ” یک کاسه چوبی کوچک ، تا وقتی بزرگ شدم با اون به تو و مامان غذا بدهم .” وبعد لبخندی زد و به کارش ادامه داد.این سخن کودک آن چنان پدر و مادرش را تکان داد که زبانشان بند آمد و سپس اشک از چشمانشان جاری شد آن شب مرد جوان دست پدر را گرفت و با مهربانی او را به سمت میز شام برد..

یادمان باشد : قدرت درک کودکان فوق العاده است .چشمان آنها پیوسته در حال مشاهده ، گوشهایشان در حال شنیدن . ذهنشان در حال پردازش پیام های دریافت شده است.اگر ببینند که ما صبورانه فضای شادی را برای خانواده تدارک میبینیم، این نگرش را الگوی زندگی شان قرار می دهند

 

باران

روزی اهل روستا تصمیم گرفتتند که برای بارش باران دعا کنند،درروز مقرر همه گرد هم آمدند و فقط یک پسر بچه همراه خود چتر آورده بود.

به این می گویند ایمان!

 




تاريخ : شنبه 30 بهمن 1389 | 00:22 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)

وظايف منتظران

 
در مورد وظايف و تكاليف شيعيان در دوران غيبت سخن‌هاي بسياري گفته شده است. حتي كتاب‌هاي منتقل نيز در اين باره تأليف و تدوين گردیده و در بعضي از كتاب‌ها مانند مكيال المکارم تا هشتاد وظيفه براي منتظران حضرت مهدي(عج)برشمرده‌اند. ما در اين مجال برآنيم كه وظايف اصلی منتظران يوسف زهرا(سلام‌الله‌عليها) را به طور خلاصه و روان در اختيار خوانندگان قرار دهيم.
 
 
1.شناخت ولي عصر(عج)

 

اولين و مهم‌ترين وظيفه‌اي كه هر شيعة منتظر بر عهده دارد كسب معرفت و شناخت نسبت به وجود نازنين امام زمان(عليه‌السلام) است. زيرا به دليل عقلي و نقلي تحصيل معرفت و شناخت صفات و ويژگي‌هاي آن جناب واجب است و ايمان بدون شناخت امام زمان (عليه‌السلام) تحقق نمي‌پذيرد، و هيچ عملي را خداوند از بندگان قبول نمي‌كند مگر اینکه با شناخت و معرفت امام زمان(عليه‌السلام) باشد.

 

اين موضوع از چنان اهميتي برخوردار است كه در روايات بسياري كه از طريق عامه و خاصه از پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) و ائمه معصومين(عليهم‌السلام) نقل شده، آمده است كه: هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهل مرده است.

 

و در روايت ديگري كه ثقة الاسلام كليني از امام باقر(عليه‌السلام) نقل مي‌كند، آمده است: هر كس در حاليكه امامي‌ نداشته باشد بميرد، مردنش مردن جاهليت است و هر کس با شناخت امامش بميرد، پيش افتادن و يا تأخير اين امر (دولت آل محمد (عليهم‌السلام)) او را زيان نرساند و هر كس بميرد در حالي‌كه امامش را شناخته، همچون كسي است كه در خيمه قائم(عليه‌السلام) با آن حضرت باشد.

 

توجه به مضامين دعاهايي كه خواندن آن‌ها در عصر غيبت سفارش شده و مورد تأكيد قرار گرفته نيز ما را به اهميت موضوع شناخت و معرفت حجت خدا رهنمون مي‌سازد؛ چنان كه در يكي از دعاهاي معروف و معتبري كه شيخ صدوق (رحمة الله عليه) آنرا در اكمال الدين نقل كرده مي‌خوانيم:

 

پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناساني از دينت گمراه مي‌گردم. خداوندا! مرا به مرگ جاهليت نميران و دلم را از حق، پس از آن‌كه هدايتم فرمودي منحرف مگردان.

 

اين شناخت و معرفت حجت الله چه اكسيري است؟ كه اگر با مس وجود آدمي آميخته نگردد، بشر از مرز حيوانيت و توحش فراتر نرود و به مرگ جاهليت از دنيا كوچ كند.

 

امام صادق(عليه‌السلام) در مورد كم‌ترين درجه معرفت امام مي‌فرمايد: كم‌ترين درجه معرفت به امام آن‌است كه... [بداني] امام وارث[و جانشين] پيامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و بايد در هر امري تسليم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد.

 

مؤلف كتاب مكيال المکارم مراد و مقصود از معرفت امام را كه در روايات ياد شده بر آن تأكيده گردیده است، چنين بيان مي‌كند: بي‌ترديد مقصود از شناختي كه امامان ما تحصيل آن‌را نسبت به حضرت مهدي(عج) امر فرموده‌اند، اين است كه ما آن حضرت را آن‌چنان كه هست بشناسيم؛ به گونه‌اي كه اين شخصيت سبب در امان ماندن ما از شر شياطين و دوری از معاصي باشد و ما را به كمال مطلوب انساني رهنمون سازد و مايه نجاتمان از اعمال گمراه كننده مدعيان دروغين مهدويت شود. اين چنين شناختي جز به دو امر حاصل نمي‌گردد:

 

اول، شناختن شخص امام(عج) به نام و نسب و دوم، شناخت صفات و ويژگي‌هاي امام و به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است.

 

البته شناخت صفات و ويژگي‌هاي آن حضرت كه در كلام فوق به آن اشاره شد، در عصر ما از اهميت و ارزش بيشتري برخوردار است و در واقع اين نوع شناخت است كه مي‌تواند در زندگي فردي و اجتماعي منتظران منشأ تغيير و تحول باشد، زيرا اگر كسي فقط به يكي از صفات آن حضرت پي ببرد مثلاً يقين حاصل كند كه حضرتش شاهد و ناظر دائمي اعمال شيعيان و محبانش مي‌باشد و خويشتن را هميشه در محضر او ببيند؛ چنين فردي هيچ گاه آلوده به معاصي و محرمات نمي‌شود و روز به روز بر فضائل و سجاياي اخلاقي او افزوده مي‌گردد و در مسير سعادت و كمال قدم بر مي‌دارد.

 

نكته‌اي كه بايد‌ در اين جا در نظر داشت اين است كه شناخت امام زمان(عج) از شناخت، ديگر امامان معصوم(عليهم‌السلام) جدا نيست و اگر كسي به طور كلي به شأن و جايگاه ائمه هدي واقف شد، صفات و ويژگي‌هاي آنها را شناخت و به وظيفه خود در برابر آن‌ها پي برد، قطعا نسبت به امام عصر(عج) نيز به شناختي شايسته و كامل مي‌رسد . يكي از راه‌هاي پي بردن به مراتب و عظمت امامان معصوم(عليهم‌السلام) مطالعه و تحقيق در كتاب‌هايي است كه در اين زمينه نگاشته شده است كه از جمله مي‌توان به كتاب‌هاي زير اشاره نمود:

 

بحارالانوار: جلدهای پنجاه و يكم تا پنجاه و سوم، اصول كافي جلد اول ، الغيبة شيخ طوسي، كتاب الغيبه نعماني و كمال الدين و تمام النعمه شيخ صدوق، كه به لطف خدا همه اين ‌كتاب‌ها به فارسي ترجمه شده و در دسترس همگان قرار گرفته است.

 

شايان ذكر است به اين نكته نيز اشاره كنيم كه اصلي‌ترين راه شناخت و تحصيل معرفت امام زمان(عج) رعايت تقوا و اجتناب از معاصي و محرمات ا ست كه در عنوان بعدي به توضيح و تبيين آن مي‌پردازيم.

 

2ـ تقوا و پرواپيشگي

 

يكي از‌مهم‌ترين وظايف شيعيان در عصر غيبت امام زمان(عج) رعايت تقوا و اجتناب از معاصي و محرمات است. منتظر امام زمان(عج) كسي است كه در عصر غيبت به تهذيب نفس و تزكيه خود بپردازد، رذايل اخلاقي را از نفس خويش بزدايد و به كسب فضايل مشغول گردد. چنانكه در روايتي از امام صادق(عليه‌السلام) نقل شده :

 

هر كس دوست دارد از ياران قائم(عليه‌السلام) باشد، بايد منتظر او [بماند] و در ا ين حال به پرهيزكاري و اخلاق نيكو رفتار كند؛ پس اگر در اين حال بميرد و پس از مرگ او قائم بپاخيزد، پاداش او همچون كسي است كه آن حضرت را درك كرده است. پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد، اين امر بر شما گوارا باشد، اي مشمولان رحمت الهي!
. حضرت مهدي(عليه‌السلام) نيز با توجه به ناگهاني بودن امر ظهور، همه شيعيان را به انجام اعمال نيك و شايسته و دوري از كردار و رفتار ناپسند در عصر غيبت فراخواند مي‌فرمايند:

 

هر يك از شما بايد آن چه را كه موجب دوستي ما مي‌شود، پيشه خود سازد و از هرآنچه موجب خشم و نارضايتي ما مي‌گردد دوري گزيند، زيرا فرمان ما به يك باره و ناگهاني مي‌رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براي كسي سودي ندارد و پشيماني از گناه كسي را از كيفر ما نجات نمي‌دهد.

 

موضوع تهذيب نفس و پرهيز از گناه و اعمال ناپسند، به عنوان يكي از وظايف منتظران در عصر غيبت، از چنان اهميتي برخودار است كه در يكي از نامه‌هاي امام زمان(عليه‌السلام) به شيخ مفيد(ره)، اعمال ناشايست و گناهاني كه از شيعيان سر مي‌زند، به عنوان يكي از اسباب اصلي طولاني شدن غيبت و محروم ماندن شيعيان از ديدار آن حضرت شمرده شده است بايد در نظر داشت كه تنها زماني مي‌توانيم خود را منتظر امام زمان(عليه‌السلام) بدانيم كه در زندگي فردي و اجتماعي خود، راه و روش مورد نظر را پياده كنيم، و در تمام مراحل زندگي رضايت حضرتش را در نظر بگيريم و در پيرو محض او باشيم.

 

در نامه اميرالمؤمنين علي(عليه‌السلام) به عثمان بن حنيف آمده است:

 

بدانيد! براي هر كس امام و پيشوايي است كه در اعمال و رفتار خود از او پيروي مي‌كند، و به روشنايي نور علم او هدايت مي‌شود.

 

و بدانيد ! امام شما از دنياي خود و از زينت‌هاي آن به دو جامه كهنه و از خوردني‌هايش به دو قرص نان قناعت كرده است. بدانيد! كه شما توانايي بر اين گونه رفتار نداريد، و لكن مرا به دوري از محرمات و كوشش در انجام واجبات و با پاكدامني و پيمودن راه صحيح ياري كنيد.

 

منتظر واقعي با تحصيل تقوا و پرهيزكاري در مراحل مختلفي مي‌تواند امام زمان(عليه‌السلام) را ياري كند. زيرا هرگاه كسي اهل تقوا شد آثار ظاهري تقواي او موجب بيداري و يادآوري و هدايت ديگران مي‌شود و امام به وجود او افتخار مي‌كند و در حقيقت زينت و آبروي مولايش مي‌گردد و وجود او در هر مكان باعث برطرف شدن بلا و نزول رحمت مي‌شود.

 

اگر انسان خانه دل را از اغيار خالي نمايد و دست و پاي جان را از غل و زنجير هواي نفس آزاد گرداند و از مرداب نا امن دنيا به ساحل امن و آغوش گرم معرفت و زهد پناه برد مي‌تواند زمينه ساز واقعی ظهور حضرت مهدی(ع) باشد.

 

3ـ ياد امام

 

آنچه منتظران را در كسب معرفت امام و پيروي از آن بزرگوار ياري مي دهد و پايداري و استقامت در راه انتظار را به دنبال دارد، یاد و توسل دائم با امام زمان(علیه السلام) است. به راستي وقتي امام مهربان هميشه وهمه جا به حال شيعيان خودنظر دارد و لحظه‌اي آن ها را از ياد نمي برد آيا رواست كه دلدادگان روي او به دنيا و تعلقات آن سرگرم شوند و از یاد عزيز غفلت نمایند. راه و رسم دوستي و محبت آن است كه در همه حال آن بزرگوار را بر خود و ديگران مقدم بدارند.وقتي بر سجاده دعا مي نشينند از او آغاز كنند و براي سلامتي و فرج آن حضرت دعا نمايند كه آن بزرگوار خود فرمود: براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه فرج شما در همان است.

 

منتظر حقيقي، در هنگام صدقه دادن، ابتدا سلامتي وجود شريف امام خود را در نظر مي گيرد. به هر بهانه دست توسل به دامن پر مهر مولایش مي زند و به اشتياق ظهور مبارك او و ديدن جمال بي مثالش ناله سر مي دهد. رهرو راه انتظار در مجالسي كه به نام آن محبوب دل ها، تشكيل مي شود حضور مي يابد تا ريشه‌هاي محبت او را در دل محكم كند و به ساحت مقدس آن مولاي غريب عرض ارادتي نمايد با ياد او به جمكران و سهله و سرداب مقدس مي رود و همه زمان ها و مكان ها را به دنبال او و با ياد گل روي او سپري مي كند تا شايد آن مولاي مهربان با نيم نگاهي به او عنايت كند و مس وجود او را زر نمايد. از زيباترين جلوه هاي ياد در زندگي منتظران آن است كه هر روز با او تجديد عهد كرده و پيمان وفاداري ببندند واستواري خود را بر آن عهد اعلام كنند.در دعاي عهد چه زيبا مي خوانيم كه:

 

بار خدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگيم، عهد و پيمان وبيعتي را كه از آن حضرت بر گردن دارم تجديد مي كنم، كه هرگز از آن عهد و بيعت برنگردم و بر آن پايدار بمانم. بار خدايا! مرا از ياران و ياوران آن حضرت و مدافعان از حريم مقدس او و شتاب كنندگان به سوي او براي انجام خواسته هايش و اطاعت كنندگان از دستوراتش و حمايت كنندگان از وجود شريفش و.. شهيدان در ركاب حضرتش قرار ده.

 

از امام صادق(علیه السلام) منقول است كه هر كس چهل صبح اين دعای عهد را بخواند از ياران حضرت قائم(علیه السلام) باشد، و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خدا او را از قبر بيرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد.

 

اگر كسي اين عهد را بخواند و از اعماق وجود به مضامين آن پايبند باشد هرگز به سستي گرفتار نمي شود و در تحقق آرمان هاي امام زمان(علیه السلام) و زمينه سازي براي ظهور آن بزرگوار لحظه‌اي از پا نمي نشيند

 

آری! اين عقيده و ياد است كه به همه اعمال و رفتار انسان جهت مي دهد و محرك انسان در ميدان عمل مي گردد تا هم به تهذيب اخلاق خود و هم به هدايت وارشاد جامعه همت گمارد اگر چنين حالتي در شخص به وجود آيد و ياد محبوب در تمام وجودش جا گیرد ديگر گناه ومعصيتي از او سرنمي زند و همواره به دنبال جلب رضايت مولايش مي باشد واين ياد به تمام زندگي او رنگ الهي مي دهد و او را منتظر واقعي مي گرداند.

 

4ـ اطاعت از امام غايب (علیه السلام)

وقتي معرفت امام در سينه ها شكوفه زد و با رعايت تقوا و پرهيزكاري عطر يادش فضاي جان را پر كرد سخن از پيروي و اطاعت آن مظهر كمالات و فضائل به ميان مي آيد.

به راستي اطاعت چيست؟ اطاعت همان علت خلقت و آفرینش است. اطاعت يعني ذوب شدن در خواسته هاي معبود و در مقابل او از خود اراده‌اي نداشتن. خداوند در قرآن مي فرمايد: يا ايها الذين أمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم.
همين اطاعت از خدا به دستور او، درباره رسول اكرم و ائمه معصومين(علیهم السلام) نيز مطرح مي شود. مؤمن واقعي كسي است كه از خدا و رسول خدا و ائمه معصومين اطاعت كند واطاعت از پيشوايان را در کنار پيروي از خداوند بداند چنانكه امام هادي (علیه السلام) در زيارت جامعه مي فرمايد:

كسي كه از شما معصومين اطاعت كند از خداوند اطاعت كرده است.


شايد به طور خلاصه بتوان گفت اطاعت همان تطبيق دادن نفس با فرامين و خواسته هاي اهل بيت(عليهم السلام) مي باشد اطاعت را باید ابتدا از مسائل اوليه شرعيه شروع کرد و محرمات و واجباتش را بشناسد.

به انجام صحيح واجبات و ترك محرمات کوشا باشد. و با این کار ظرف درون را از آلودگي ها و خبائث حيواني پاك نمايد و ديو هواي نفس را از دل بيرون كند تا در آن زمان است كه انسان ديوانه وار به دنبال مولاي غايب مي گردد و در همه جا او را جستجو مي كند و از روي محبت و عشق، چون مولايش را لايق مي بيند از او فرمانبرداري مي كند و اوامر او را مطاع مي‌داند. بنابراين وقتي انسان مطيع مولايش شد و اطاعت او را بر همه چيز مقدم كرد به تمامي وظايف خود عمل كرده و بر صراط مستقيم قدم برداشته است.

 

از با ر غم و درد فراق تو خميــد يم
ما را نبود غير ظهــور تو اميــدی
ما دل به تو داديم و ز غير تو بريد يم

 

وظایفی که ما باید در عصر غیبت داشته باشیم از همه مهم تر شناخت ایشان و اثبات عشق و علاقه مان به ایشان است.

شناخت حضرت واجب است و کسی که از حضرتش از ولی امرش بی خبر باشد و هیچ شناختی نداشته باشد روز قیامت باید پاسخگو باشد و پاسخش غیر از نادانی و جهالت و نمی دانستم و ببخشید و این ها باید باشد.



وقتی به درستی از چیزی سر در آوریم کم کم به سوی آن کشش پیدا می کنیم و دل و قلبمان تسخیر آن میشود و چه خوب که این کشش و تسخیر دل و قلب به سوی امام زمان، خورشید نورانی جهان و جهانیان باشد و چه لذتی دارد در سپاه او بودن و در کنار او جنگیدن.

از امروز با خود عهد کنیم که برای سلامتی و ظهور ایشان هفته ای 350 تومان یا روزی 50 تومان در پاکتی کنار بگذاریم و پول های جمع شده را اختصاص به نیازمندان بدهیم آنگاه کم کم فراوانی مال را در زندگی احساس می کنیم.



در دعاهای هر روزه ای که می کنیم از پروردگار، نازنین نازنین ها بخواهیم که ظهور ایشان را برساند و ما را هم در سپاه خود جای دهند. همچنین برای داشتن و حفظ ایمان بسیار دعا کنیم، زیرا دنیا دنیای نا حقی و کافری است، دیگر نمی شود به زودی زود حرفی را پذیرفت، به کسی اعتماد کرد یا حتی نمی شود با کسی به این زودی ها دست رفاقت داد.



دنیا دنیایی است که در آن شیطان ها در حال حکومت اند و ما را هم می خواهند مثل خودشان خوک صفت کنند پس ایمان باید حفظ شود تا نکند که یه وقت از لشگر و سپاه حضرت دور بمانیم.

چه روز سختی خواهد بود آن زمانی که حضرت قیام می کنند و نفرات سپاه خود را صدا می زنند ولی نام خود را از زبان ایشان نشنویم و نگاه امام را بر خود نبینیم، چه زجر آور ست که امام بی توجه به ما به جلو براند.

بیاییم از امروز خود را بسازیم، از امروز خود را برای ظهور آماده کنیم، برای قیام، برای گرفتن حق از ناحقان ، بیاییم بیدار شویم و ببینیم آنچه که به ما می خورانند درست نیست، آنچه که از ما می خواهند درست نیست، راه را باید پیمود اما درست.



حضرت منتظر انسان هایی با اراده ی قوی و ایمانی زیبااند، حضرت جوان هایی سست نمی خواهند، فاقد قدرت بدنی نمی خواهند، باید آزمود باید یاد گرفت تا فردای ظهور به کار آییم، به کار جنگ ،به کار قیام، به کار عشق ورزیدن به حضرت. باید از علمی که در وقت قیام به دردمان می خورد بهره بگیریم، باید از ورزش هایی که در عصر ظهور و جنگ به دردمان می خورد یاد بگیریم(تیر اندازی- شمشیر بازی- کاراته یا حتی دفاع شخصی و همین طور پرستاری و کمک های اولیه برای زخمی ها) حضرت منتظر چنین جوان هایی هستند تا با آن ها پیروزی را به دست آورند نه با دستانی خالی و بی اراده و ناتوان.

به خود بیاییم تا زمان از دست نرفته، تا دیر نشده، تا قیام حضرت بر پا نشده به خود آییم، اگر قیام شد دیگر شده، دیگر کار از کار گذشته و حضرت انتخاب هاشان را کرده اند، اگر می خواهیم سرباز باشیم باید بگوییم یا علی و با اراده ای پولادین و ایمانی محکم بلند شویم.








تاريخ : دوشنبه 25 بهمن 1389 | 16:08 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)

 

چرا وقتي که نام قائم (عج) برده مي شودشيعيان تمام قد روي پاي مي ايستند؟

 

پاسخ: يکي از اعمالي که در بين شيعيان مرسوم و معمول بوده است، اين است که چون نام «قائم» (عج) در جايي برده مي شود، اهل مجلس، بلند مي شوند. اگر چه دليلي مسلم بر وجوب قيام به هنگام ذکر اين لفظ در دست نيست، اما در اين حد مي توان گفت که اين امر در بين مردم، به عنوان يک عمل مستحب، ريشه اي مذهبي دارد و در حقيقت، اظهار ادب و احترام به آن امام عزيز است.

 

چنانکه نقل شده: حضور امام رضا (ع) در خراسان کلمه «قائم» ذکر شد، حضرت برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: «اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه» خداوندا! بر فرجش شتاب کن، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان.» [1] .

 

و از روايتي چنين استفاده مي شود که اين رفتار در عصر امام صادق (ع) نيز معمول بوده است. از حضرت صادق (ع) سوال شد: علت قيام در موقع ذکر «قائم» چيست؟

 

حضرت فرمود: صاحب الامر غيبتي دارد بسيار طولاني، و از کثرت لطف و محبتي که به دوستانش دارد، هر کس وي را به لقب قائم - که مشعر است به دولت کريمه او، و اظهار تأثري است از غربت او - ياد کند، آن حضرت هم نظر لطفي به او خواهد نمود؛ و چون در اين حال، مورد توجه امام واقع مي شود سزاوار است از باب احترام به پا خيزد و از خدا تعجيل در فرجش را مسئلت نمايد.» [2] .

 

البته مي توان گفت در بعضي شرايط واجب مي باشد. مثل اينکه اين لقب يا القاب ديگر حضرت در مجلس ياد شود، آنگاه همه اهل مجلس به احترام آن به پا خيزند. در اين حال اگر کسي از اهل مجلس بدون عذر از جاي خود برنخيزد، اين برنخاستن توهين و هتک حرمت آن حضرت خواهد بود، و بديهي است اين عمل حرام مي باشد.

 

آيت الله سيد محمود طالقاني - رحمه الله عليه - مي گويد: «اين دستور قيام، شايد (فقط) براي احترام نباشد، و الا بايد براي خدا و رسول و اولياي مکرم ديگر هم به قيام احترام کرد، بلکه دستور آمادگي و فراهم کردن مقدمات نهضت جهاني و در صف ايستادن براي پشتيباني اين حقيقت است... اين همه فشار و مصيبت، از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموي، تا جنگهاي صليبي و حمله مغول و اختناق و تعديلهاي دولتهاي استعماري، بر سر هر ملتي وارد مي آمد، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود؛ ليکن ديني که پيشوايان حق آن دستور مي دهند که چون اسم صريح «قائم» مؤسس دولت حقه اسلام برده مي شود، به پا بايستيد و آمادگي خود را براي انجام تمام دستورات اعلام کنيد، و خود را هميشه نيرومند و مقتدر نشان دهيد، هيچ وقت نخواهد مرد.» [3] .

 

[1] بحارالانوار ج 51 ص 30

[2] الزام الناصب حائری یزدی ج 1 ص 271

[3] خورشید مغرب محمدرضا حکیمی ص 264



تاريخ : یکشنبه 24 بهمن 1389 | 01:28 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب

تماس با ما
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران